درباره ما | اطلاع رسانی دفاع مقدس | سخنرانی | صوت | گالری فکه | فیلم | مصاحبه | تحلیل نبرد | ارتباط با ما
    صفحه نخست / اطلاع رسانی دفاع مقدس / انتشارات و توزیع آثار

بنی صدر مجاهد یا منافق - 3
شبهه درباره ی کاندیداتوری جلال الدین فارسی از طرف منافقین آن هم در روزنامهی «انقلاب اسلامی» مطرح شد که معادله را به هم زد.

 

آن شبهه این بود که چون اجداد آقای فارسی ایرانی نیستند و افغانی هستند، ایشان نمیتوانند بر طبق قانون اساسی کاندیدای ریاست جمهوری شوند. در نهایت درست یک هفته مانده به انتخابات امام(ره) فرمودند که به دلیل شبههای که دربارهی ایرانی نبودن جلال الدین فارسی وجود دارد، ایشان نباید کاندیدا باشند. به این شکل رقیب جدی بنی صدر از دور خارج شد.

 

در آن روزهای پرهیجان رقابت انتخاباتی امام رسماً اعلام کرده بودند که از هیچ کاندیدای خاصی حمایت نمی‌کنند، اما برخی از اعضای خانواده‌ی ایشان رسماً و علناً از کاندیداتوری ابوالحسن بنی‌صدر حمایت می‌کردند. روزنامه‌ی اطلاعات در تاریخ 3 بهمن 58، یعنی تنها دو روز مانده به برگزاری انتخابات اولین دوره‌ی ریاست جمهوری، در مصاحبه‌ای با سید حسین خمینی، نوه‌ی امام و فرزند حاج آقا مصطفی، با عنوان «انحصارطلبان همه جا می‌توانند باشند»، عملاً به تبلیغ برای بنی‌صدر پرداخت.

 

به هر تقدیر، انتخابات ریاست‌‌جمهوری در 5 بهمن ماه 1358ه‌.ش. برگزار گردید و بنی‌‌‏صدر در میدانی که رقیبی جدّی در مقابل وی قرار نداشت، موفق شد با کسب رأی قاطع اولین رئیس‌‌جمهور جمهوری اسلامی ایران لقب گیرد. تردیدی وجود ندارد که انتخاب بنی‌‏صدر به ریاست‌‌جمهوری، خواسته‌‌ی قلبی حزب جمهوری اسلامی نبود. اما به دلیل تأکید امام بر حفظ وحدت سیاسی و علاقه‌‌ی سران حزب به این مهم، در نشستی طولانی که در آن اعضای برجسته‌‌ی «جامعه‌‌ی روحانیت مبارز تهران» و سران «حزب جمهوری اسلامی» حضور داشتند، ضمن تبریک ریاست‌‌جمهوری بنی‌‌صدر، حمایت خود را از وی اعلام کردند و راه‌‌های تحکیم وحدت را بررسی نمودند. امام خمینی(ره) در تاریخ 30 بهمن 1358، به پیشنهاد اعضای شورای انقلاب و به منظور تمرکز بیشتر امور کشور و رفع اختلاف‌ها، بنی‌صدر را به جانشینی فرمانده‌ی‌کل قوا تعیین نمود.[7] این اقدام جهت تفاهم بیشتر اعضای شورای انقلاب و به طور مشخص سران حزب جمهوری اسلامی ـ که در شورای انقلاب عضویت داشتند ـ با رییس‌جمهور صورت گرفته بود، اما بنی‌صدر از رهبران حزب به عنوان مانع اصلی قدرت سیاسی‌اش یاد می‌کرد. کمی بعد اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار شد و مردم تقریباً به تمامی کاندیداهای معرفی شده از طرف حزب جمهوری اسلامی رأی دادند و کلاً مجلس با اکثریت نمایندگان رقیب تفکر بنی صدر، تشکیل شد.  طبق قانون، جناب بنی صدر در آن موقع باید نخست وزیر انتخاب میکرد. برای عوام فریبی و برای اینکه نمایندگان مردم در مجلس را راضی کند، اعلام کرد که «حاج احمد آقای خمینی» را برای نخست وزیری انتخاب کرده، که همان موقع امام(ره) مخالفت صریح خود را برای دخالت همهی نزدیکانشان در ارکان اجرایی سیاست کشور اعلام کردند. با شروع رایزنیهای بنی صدر با نمایندگان مجلس، دعوای بنی صدر با مجلسیها علنی شد. اسم بیش از 10 نفر برای پست نخست وزیری مطرح شد که مجلس با بنی صدر در مورد هیچ کدام، به توافق نرسیدند؛ تا اینکه بالاخره بنی صدر که فکر میکرد میتواند روی آدمی مثل «محمدعلی رجایی» کاملاً تسلط داشته باشد، با مجلسیها بر سر نخست وزیری او به توافق رسید.  بنی صدر ابتدا فکر میکرد شهید رجایی به خاطر نداشتن تجربهی سیاسی آدم نپخته و کارنابلدی است، خیلی علیه او موضع نمیگرفت اما وقتی که او را شناخت و از صلابت شخصیت و ولایتمداری او آگاه شد و متوجه شد نخست وزیرش (شهید رجایی) هر روز بیشتر از قبل در دل مردم محبوبیت به دست میآورد، شروع کرد به تهمت زدن به او، آن هم تهمتهایی که با هیچ چسبی به شهید رجایی نمیچسبید. مانند اینکه «محمدعلی رجایی از قانون تخلف کرده و با برداشت و اختلاس از وجوه دولت ایران به نفع اتباع و مؤسسههای آمریکایی، طاغوتیان فراری و مؤسسههای ورشکسته کار کرده است!». سپس در مورد انتخاب وزرا تا جایی که میتوانست کارشکنی کرد و جالب اینکه دو وزارتخانه تا پایان کار بنی صدر وزیر نداشت و با سرپرست اداره میشد، چون بنی صدر هرکسی را که شهید رجایی برای آن پست معرفی میکرد، قبول نمیکرد. در نیمه‌ی نخست سال 1359 کانون‌ توجهه‌ها معطوف به مسائل داخلی و رقابت‌های سیاسی شد و تلاش‌ها برای بازدارندگی عراق نیز با غفلت مواجه گردید حتی در زمان‌هایی که درگیری‌های شدید مرزی میان دو طرف به وقوع می‌پیوست، دعواها بین بنی‌صدر، رجایی و مجلس همچنان ادامه داشت. در این مقطع کانال‌های ارتباطی دو بار عزم عراق برای جنگ با ایران را به بنی‌صدر اطلاع دادند. در تیر 1359آمریکایی‌ها درباره‌ی تقدم و تأخر کودتا و جنگ به بحث و بررسی پرداختند و اجرای کودتا را در تقدم قرار دادند. زیرا در صورت موفقیت کودتا دیگر نیازی به تهاجم نظامی عراق نبود. زیرا از یک سو شکست کودتا با توجه به نقش محوری ارتش در اجرای آن، می‌توانست موقعیت روحی و روانی ارتش را به طور کامل متزلزل نماید. از سوی دیگر رهبران عراق از ناحیه‌ی نیروی هوایی ایران بسیار نگران بودند، از این رو وقوع کودتا می‌توانست تا اندازه‌ای نگرانی صدام را که در اندیشه‌ی تجاوز به ایران بود، نیز برطرف سازد. عراق یکی از مهم‌ترین تدارک کنندگان این کودتا بود. یکی دیگر از ابهام‌های کودتای نوژه حضور عناصر سازمان مجاهدین خلق و ارتباط آن‌ها با بنی‌صدر بود. سازمان مجاهدین خلق به علت مخالفت با اصول انقلاب اسلامی و تلاش برای حداکثرسازی و تصاحب قدرت انگیزه‌ی کافی برای همکاری و سکوت در مقابل کودتای نوژه را داشت. نتیجه‌ی کودتا هر چه بود به نفع سازمان بود از یک سو در صورت پیروزی، سازمان با تکیه بر تشکیلات منسجم قدرت را در انحصار خود در می‌آورد و از سوی دیگر در صورت شکست کودتا، می‌توانست با استناد به اطلاعاتی که در مورد کودتا در اختیار بنی‌صدر قرار داده بود سازمان خود را از گزند اتهام شرکت در کودتا مصون سازد. همکاری برخی از اعضای دفتر ریاست‌جمهوری بنی‌صدر با کودتاچیان نیز بعدها افشا شد. نقش بنی صدر در کودتا چندگانه بود. روز 31 شهریورماه 1359 مرزهای ایران مورد هجوم سراسری عراق قرار گرفت. ارتش عراق به سهولت در عرض چند روز پیشروی قابل توجهی در خاک ایران انجام داد و موفق به محاصره‌ی آبادان شد. در این میان، امام خمینی (رحمت الله علیه)، به دنبال حصر آبادان، مکرر بر شکستن محاصره‌‌ی این شهر تأکید می‌‌کردند. به عنوان نمونه، در تاریخ 14 آبان 59، با گذشت 25 روز از عبور نیروهای عراقی از رودخانه‌‌ی کارون، ایشان فرمانی خطاب به نیروهای انتظامی صادر فرمودند. در این فرمان آمده بود:... ادامه مطلب

 

 نسخه قابل چاپ    ارسال این صفحه به دوستان
تاریخ و زمان انتشار: جمعه 20 اردیبهشت 1392
تهیه و تنظیم:
منبع : نشریه طریق شماره اول اردیبهشت 92 - طریق نشریه تخصصی، تحلیلی و سیاسی مرکز مطالعات پژوهشی 27بعثت
ارسال نظر:
 
عنوان  
رایانامه  
متن نظر  
کد امنیتی = ۱۳ + ۴