|
يک کيف به همراه داشت به دنبال آنها حرکت ميکرد؛ بچههاي سپاه آقاي کشميري را در بيت امام نگه داشتند. آقاي رجايي و آقاي باهنر اشاره کردند و گفتند: «آقايان! اجازه بدهيد اين کيف را بياوريم. اين کيف اسناد است و براي اطلاع امام لازم است». بچههاي سپاه گفتند: «نه! به ما گفتند بگرديد و ايشان اجازه بدهند ما کيف را باز و بازرسي ميکنيم. از گيت ما رد شود. بعد ببريد داخل.» کشميري نگذاشت کيف باز شود و با عصبانيت از قسمت کنترل اول دفتر خارج شد و برگشت. قرار بود اين کيف خدمت امام منفجر شود. اگر آن را خدمت امام ميبردند معلوم نبود چه اتفاقي ميافتاد. قطعاً ايشان کيف را آنجا ميگذاشت و به بهانه اينکه شما مسائل خصوصي داريد و من بيرون ميروم، ميرفت و اين کار آنجا انجام ميشد.
عاقبت در روز 8 شهریورماه 1360 با قرار دادن بمب آتش زا در ضبط صوت و انفجار آن در دفتر نخست وزیری شهید رجایی وشهید باهنر به همراه دیگر یارانش، توسط نفوذی خائن (کشمیری) به شهادت رسیدند. کشمیری پس از آن از کشور گریخت. دولت شهيد رجايي به دليل اينگونه اعتمادها نتوانست ادامه مسير دهد و وي در همان آغاز کار، همراه با شهيد باهنر به سوي آسمانها پرکشيد و به شهادت رسيد. ولي اعتمادهاي بي حد و حصر نه تنها به خود ايشان که به ملت بزرگ ايران نيز صدمات جبران ناپذيري وارد ساخت؛ چرا که ملت از چنين شخصيتي که ميتوانست خدمات شاياني به اسلام و انقلاب کند محروم ماند. اما شخص شهید رجائی برای همیشه به عنوان الگویی برای مسئولین کشور خواهد ماند، کسی که حاضر نبود از اصول اساسی نظام جمهوری اسلامی و در راس آن اسلام و قانون اساسی و ولی فقیه عقب نشینی کند و با دشمنان انقلاب سازش و مدارا کند و با تمام انحرافات در مسیر انقلاب مقابله و مبارزه نمود تا به دست دشمنان انقلاب به شهادت رسید.
وصیت نامه شهید رجایی
بسم الله الرحمن الرحیم
این بنده كوچك خداوند بزرگ با اعتراف به یك دنیا اشـتباه، بیتوجهی به ظرافت مسئولیت از خداوند رحیم طلب عفو و از همه برادران و خواهران متعهد تقاضای آمرزش خواهی میكنم. وصیت حقیقی من مجموعه زندگی من است. به همه چیزهایی كه گفتهام و توصیههایی كه داشتهام در رابطه با اسلام و امام با انقلاب تأكید مینمایم. به كسی تكلیف نمیكنم ولی گمان میكنم اگر تمام جریان زندگی مرا به صورت كتاب درآورند برای دانشآموزان مفید باشد. هر چه از مال دنیا دارم متعلق به همسر و فرزندانم میباشد. كیفیت عملكرد را طبق قانون شرع به عهده خودشان میگذارم. برادرم محمدحسین رجایی وصی و همسرم ناظر و قیم باشند. خدای را به وحدانیت، اسلام را به دیانت، محمد(ص) را به نبوت و علی و یازده فرزندان معصومین علیهمالسلام را به امامت و پس از مرگ را به قیامت و خدای را برای حسابرسی به عدالت قبول دارم و از دریای كرمش امید عفو دارم. این مختصر را برای رفع تكلیف و تعیین خط مشی برای بازماندگان و بر حسـب وظیفه شرعی نوشـتم وگرنه وصیتنامه این بنده حقیر با این همه تحولات در زندگی در این مختصر نمیگنجد. و مكّه، حج بیتالله بر من واجب شده بود امكان رفتن پیدا نشد. اینك كه به لقاءالله شتافتم این واجب را یكی از بندگان صالح خداوند به عهده بگیرد. ثلث اموال به تشخیص بازماندگان به «خیرالعمل» صرف شود و اگر به نتیجه قطعی نرسیدند به بنیاد شهید بدهید. (محمدعلی رجایی)
بازگشت به فهرست
|