آزادی در پرتو اسلام - دومین قسمت
پس از جریانات جنگ جهانی دوم و عزل و تبعید رضاشاه و به حکومت رسیدن پسر ارشد او محمدرضا، حکومت پهلوی تلاش کرد تا با ایجاد اصلاحاتی به اسم آزادی و عدالت که تماماً وارداتی و مخالف اسلام بود از اعتراضات مردم بکاهد و بتواند تا اوضاع کشور را آرام کند اما حکومت او همچنان حکومتی بر پایه‌ی استبداد، سیاست خارجی مبتنی بر برقراری روابط نزدیک با آمریکا و ... بود.  محمدرضا، با تأکید بر دوران ایران پیش از اسلام، سعی داشت مبانی مشروعیت رژیم خود را بر پایه‌ی تمدن ایران باستان قرار دهد. در این راستا، رهبران رژیم، نهاد مذهب را کنار گذاشتند و به جای آن، باستان‌گرایی را به ویژه به خاطر همخوانی آن با ساخت نظام سلطنتی مورد توجه قرار دادند. ترویج ایران‌گرایی با تعریف مجدد از هویت ایرانی آغاز شد. در این تعریف تعمداً عنصر مذهب مورد غفلت قرار گرفت و سنت‌های باستانی به عنوان ارکان اساسی این هویت لحاظ شدند. برگزاری جشن‌های شاهنشاهی و تغییر تقویم هجری به تقویم شاهنشاهی از جمله اصلاحاتی بودند که رژیم با هدف ترویج ایران‌گرایی به راه انداخت. حکومت پهلوی حتی با برگزاری رفراندوم برای ایجاد اصلاحات با نام انقلاب شاه و مردم که مقابله با مذهب بود از مردم تأیید گرفت اما تقلب در آن رفراندوم بر هیچ کس پوشیده نبود.  موارد فراوان دیگری در مقابله رژیم با اسلام وجود داشت که این امر باعث گسترش اعتراضات علما و در رأس آنها امام خمینی (ره) شد. امام خمینی (ره) سعی در نابودی رژیم پهلوی و ایجاد حکومتی که آزادی و عدالت را به مردم هدیه بدهد داشت و با تبیین هدف رژیم پهلوی در نابودی اسلام و بیان عدم آزادی و نبود عدالت و از بین رفتن استقلال کشور و اعتراض به ظلمی که از سوی آن رژیم به مردم تحمیل می شد تنها راه آزادی و برقراری عدالت را برپایی نظامی بر پایه اسلام می دانست. به سرعت امام خمینی(ره) به عنوان رهبر نهضت انقلاب اسلامی شناخته شد. امام خمینی(ره) انقلاب را بر محوریت دین مبین اسلام و بر پایه‌ی فقاهت شیعه و بر تفکر ‌ولایت فقیه و نفی سلطه‌ی خارجی شرق و غرب و با تکیه بر مطالبات مردم ایران به پیش می‌برد و لحظه لحظه به پیروزی نزدیک تر می کرد.  «ما امیدواریم که قیام ملت به آن‌چه ملت می‌خواهد، که حکومت اسلامی است، منتهی شود و می‌دانیم که در آینده تحت لوای حکومت اسلامی، منافع ملت تأمین می‌گردد و آزادی و استقلال برای ملت و مملکت به ارمغان می‌آورد.» سرانجام به لطف خدا، انقلاب اسلامی در بهمن 57 به رهبری امام خمینی(ره) و با اسـتقامت و مبارزه ملـت ایران به پیروزی رسـید اما این پایان کار نبود؛ انقلاب به مرحله تشکیل حکومت رسیده بود. اهداف انقلاب مبارزه با طاغوت و حکومت ستمشاهی پهلوی، استقلال، دفاع از حقوق مظلومان، رعایت عدالت اجتماعى، نفى تبعیض و... بود، اما مهمترین و اصلی ترین هدف از دیدگاه حضرت امام (ره) اجرای قوانین اسلامی و حاکمیت ارزش‏های الهی بود. بر این اساس امام (ره) که انقلاب اسلامی ایران را از سنخ نهضت‏ های انبیاء دانسته و بدان اهمیت می داد، عقیده داشت که در سایه این هدف اصلی، اهداف دیگر مانند استقلال سیاسی، اقتصادی و عدالت اجتماعی و قسط نیز تحقق پیدا می کند: «اساس کار یک جمهوری اسلامی تأمین استقلال مملکت و آزادی ملت و مبارزه با فساد و فحشا، تنظیم و تدوین قانون است که در همه‌ی زمینه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با توجه به معیارهای اسلامی، اصلاحات لازم را به عمل آورد. این اصلاحات با مشارکت کامل همه‌ی مردم خواهد بود و هدفش قبل از هر چیز، از بین بردن فقر و اصلاح شرایط زندگی برای اکثریت قاطع مردم ماست که از همه جهت مورد ظلم واقع شده‌اند.»  اما رسیدن به جمهوری اسلامی نیازمند تمهید مقدمات و مستلزم گذر از مراحل مقدماتی دیگری بود که با توجه به شرایط و موقعیت حساس در برهه‌ی انقلاب، نیل سریع و بلافصل به آن، نه مطلوب بود و نه... ادامه مطلب

 

 

 
تاریخ و زمان انتشار: جمعه 20 اردیبهشت 1392
تهیه و تنظیم: عبدالله خدمتگزار
منبع : نشریه طریق شماره اول اردیبهشت 92 - طریق نشریه تخصصی، تحلیلی و سیاسی مرکز مطالعات پژوهشی 27بعثت