|
اشخاص پس از خود تأثیر چشمگیری به جای گذاشته است. گرچه این گروهها و اشخاص در ابعاد فرهنگی و سیاسی اختلافهایی داشتهاند، با این حال نوعی الگوگیری از نهضت آزادی داشتهاند. گروههایی نظیر سازمان مجاهدین خلق، گروه فرقان، آرمان مستضعفین، جنبش مسلمانان مبارز، جریان دکتر شریعتی، دفتر تحکیم وحدت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، جبههی مشـارکت ایران اسلامی، حزب کارگزاران سازندگی، نیروهای ملیـمذهبی و گروه مهدی هاشمی از مهمترین گروههایی هستند که از نهضت آزادی متأثر بودهاند.
با مطرح شدن قانون قصاص در مجلس، ملی مذهبی ها احساس می کنند که روند کاملاً به سمت اسلامی شدن پیش می رود و اعلام می کنند قانون قصاص غیر انسانی است. این حرف در واقع انکار وحی بود. امام اعلام می کند که جبهه ملی به دلیل انکار مسلمات قرآن مرتد است. آنها اعتقادی به جنگ تحمیلی نداشتند و اصلاً به دفاع مقدس قائل نبودند که چیز عجیبی نبود چرا که آنها اساس دین و نظام و انقلاب را نفی می کردند. به همین خاطر در رابطه با دفاع مقدس عموماً می گویند که جنگ باعث شد ما عقب بیفتیم یا در دنیا منزوی شویم.
سرانجام خطمشیها و نحوهی عملکرد نهضت آزادی همچون:
* موضعگیری تند علیه دانشجویان پیرو خط امام،
* انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی به خاطر گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی،
* دفاع از اقدام جبههی ملی که لایحهی قصاص را محکوم و غیرانسانی اعلام کرده بود،
* جانبداری از سازمان مجاهدین خلق،
* مخالفت با حکم امام مبنی بر ارتداد سلمان رشدی،
* مخالفت با عمل برائت از مشرکین،
* نوشتن دهها بیانیه و نامه به مسئولان نظام در اعتراض به ادامهی جنگ و نحوهی اداره کشور
* و همچنین مصاحبه با رسانههای بیگانه و دیگر موضعگیریهای منفی علیه نظام، کار را به جایی رساند که وزیر کشور وقت در سال 1366 طی نامهای از امام در خصوص مجوز فعالیت نهضت آزادی استفسار نمود که حضرت امام در جواب مرقوم فرمودند: «نهضت به اصطلاح آزادی صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی یا قانونگذاری یا قضایی را ندارند و ضرر آنها، به اعتبار آنکه متظاهر به اسلام هستند، از ضرر گروهکهای دیگر حتی منافقین، این فرزندان عزیز مهندس بازرگان، بیشتر و بالاتر است... و باید با آنها برخورد قاطعانه شود و نباید رسمیت داشته باشند.»
در پی اظهار نظر حضرت امام، نهضت آزادی غیرقانونی اعلام گردید. نهضت به صورت آشکارا به جمع اپوزیسیون مخالف نظام پیوست. نمایندگانی که از نهضت آزادی کاندیدا میشدند، با توجه به نامهی حضرت امام، صلاحیت آنها رد میشد. در این راستا، جناحهای مختلف کشور نیز با توجه به نامهی امام دربارهی نهضت آزادی، نظر واحدی داشتند. از این تاریخ، به مدت 10 سال، فعالیت سیاسی قابل ذکری از این گروه مشاهده نشد؛ البته به مناسبتهای مختلفی بیانیههایی صادر میکردند، ولی انعکاس چندانی در جامعه نمییافت...
با درگذشت بنیان گذار نهضت آزادی، مهندس بازرگان، در سال 1373، رهبری و دبیر کلی نهضت آزادی به دکتر ابراهیم یزدی، که دارای تابعیت آمریکایی بود، واگذار گردید. داشتن تابعیت آمریکایی، که ناشی از روحیهی غربزدگی اعضای نهضت بود، روحیهی میهنپرستی دبیر کل نهضت را خدشهدار مینمود.
درسال 1376 و با توجه به شعارهای دولت خاتمی مبنی بر فضای باز سیاسی، نهضت آزادی بستر را مناسب دید و با حمایت از دولت خاتمی و نزدیک شدن به گروههای موافق و نزدیک به او، از جمله حزب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، کارگزاران سازندگی و دفتر تحکیم وحدت شروع به طرح دیدگاهها و نظرات خود در خصوص مسائل مختلف کشور از جمله آزادیهای سیاسی، نظارت استصوابی، ولایـــت فقیه و... نمود. این تشکل در این برهه، با بیانیههای ساختارشکنانه و طرح شبهات گوناگون، وارد میدان جنگ با ولایت فقیه شد و آن را موضوعی اختلافی میان علما دانست که فاقد وجاهت قانونی و شرعی است و خودکامگی و استبداد را به دنبال دارد. همچنین در بیانیهای، نامهی معروف حضرت امام دربارهی عدم صلاحیت نهضت آزادی برای کارهای اجرایی، قضایی و قانونگذاری را در شأن امام ندانستند و آن را فاقد دلیل و مدرک شمردند. آنان معتقد بودند که نامهی امام دارای اصالت نیست و به زبان دیگر نامهی امام خمینی (ره) جعلی است
ائتلاف ملیـمذهبیها تا آنجا پیش رفت که اسلام، پیامبر اکرم(ص)، کعبه، حج و برخی از اصول و فروع دین را انکار کردند. مذهب شیعه را ادامهی زرتشتیگری دانستند و به بدترین شکل به ائمهی اطهار توهین نمودند که قلم از نوشتن آنها شرم دارد. در این راستا، آنها در بعضی از مواقع، پا را از مرز فعالیت سیاسی نیز فراتر گذاشتند و با هدف براندازی در حوادثی مثل کوی دانشگاه در تیرماه 1376 و اغتشاشات آن شرکت نمودند. آنها همچنین ارتباطهای پنهان و آشکار با بیگانگان را آغاز کردند که شرکت در کنفرانس ضدانقلابی برلین در سال 1997 در آلمان یکی از این ارتباطها بود. از سال 84 به بعد، شیوه ی نهضت آزادی دربارهی نظام تغییر نمود.
حاصل سخن اینکه در این دوران، یعنی از سال 84 به بعد، مخالفت آنها شکل آشکارتری به خود گرفت؛ به طوری که آقای ابراهیم یزدی پس از بازگشت از آمریکا در مصاحبهای، به صراحت، استراتژی براندازی نظام را مطرح میکند و مشکل اساسی در ایران را «ولایت فقیه» معرفی میکند. بر این اساس، در این دوران به خاطر تأثیر فکری نهضت آزادی بر افکار احزابی چون کارگزاران سازندگی، مجاهدین انقلاب اسلامی، مشارکت، دفتر تحکیم و... همهی آنها در صف واحد و نامزد واحد و با برنامهریزی هماهنگ، در انتخابات دهم ریاست جمهوری وارد صحنه شدند و زمینهی آشوب و اغتشاش را فراهم کردند. اگرچه این فعالیتها راه به جایی نبرد و سرانجام این حزب مجبور به توقف فعالیت خود شد.
بازگشت به فهرست
|