بنی صدر مجاهد یا منافق - 4
«...من منتظرم که این حصر آبادن از بین برود [من هشدار می‌‌دهم] به پاسداران، قوای انتظامی و... که باید این حصر شکسته بشود. مسامحه نشود در آن... نگذارند این‌‌ها بیایند در آبادان وارد بشوند...»

 

 

به دنبال توقف پیشروی‌‏های سریع ارتش عراق، که بر اثر مقاومت‏‌های مردمی و تلاش‌‏های نیروهای نظامی به ویژه سپاه پاسداران انجام گرفت، حملات چریکی و ایذایی نیروهای مردمی و پاسداران انقلاب علیه دشمن آغاز شد. این حملات، که با شبیخون و غافل‌‌گیری همراه بود، ضمن آنکه ارتش عراق را شدیداً در وحشت فرو برد، موجب شد جبهه‌‌ی خودی با روحیه‌‏ای قوی‌‏تر به تدریج بازسازی شود و آماده‌ی اقدامات اساسی گردد. اما علی‌‌رغم تلاش‌‏های ایثارگرانه‌‌ی نیروهای مردمی و سپاه پاسداران، بنی‌‌صدر نه تنها سعی در تقدیر از این قبیل اقدامات ننمود، بلکه هر جا فرصت یافت به آن‌‌ها تاخت و آنان را مورد تحقیر قرار داد.در مقابل، نیروهای کلاسیک ارتش مورد تحسین بنی‏‌صدر قرار می‌‏گرفتند. بنی‌‏صدر، به جای روبه‌‌رو شدن با واقعیت و بهره‌‏گیری از همه‌‌ی ظرفیت‌‏های کشور برای مقابله با دشمن، زبان به انتقاد علیه نیروهای انقلاب گشوده بود. وی مسئله‌‌ی جنگ را نه یک تهدید جدی علیه تمامیت ارضی و استقلال کشور، بلکه محملی برای نق زدن‏‌های سیاسی علیه رقبای خود تلقی می‌‏کرد؛ به گونه‌‏ای که کمتر از یک ماه پس از حمله‌‌ی سراسری عراق به ایران و در حالی که بخش‏‌های مهمی از کشور تحت اشغال دشمن قرار گرفته بود، اظهار داشت: «وقتی جنگ درگرفت، معلوم شد که یک دولت در دنیا نیست که این جنگ را محکوم کند. مستضعفان هم از جایی صدایشان برنخاست و این همه به این دلیل نیست که مستضعفان دنیا بی‌‌بخار شده‌‌اند و همه‌‌ی دولت‌‌های دنیا مستکبر هستند. این نشانه‌‌ی آن است که ما یک کارهایی کرده‌‌ایم و یک جلوه‌ای از انقلاب به دنیا نشان داده‌‌ایم که نتیجه‌‌اش این انزواست و آن کارهاست که نباید بشود.» وی این رویه را در مخالفت با محمدعلی رجایی، نخست‌‌وزیر وقت، نیز به اجرا می‏‌گذاشت. به همین منظور در نامه‌‌ای به امام، ضمن انتقاد از عملکرد دولت رجایی، ادعا کرد که دلیل عدم موفقیت ایران در آزادسازی مناطق اشغالی ناتوانی و ضعف نخست‌‌وزیر و دولت است. او حتی خواستار برکناری محمدعلی‌ رجایی شد. رئیس‌‌جمهور چشم خود را به روی واقعیت بسته بود. وی در شرایط بغرنج کشور به خودستایی مشغول شده بود و جنگ را حربه‌ای برای حذف رقیبان و نمایاندن قدرت خود می‌‏دید. بر طبق اطلاعات بدست آمده معلوم شد که بنی صدر از چند ماه پیش از کودتا و پیش از حمله عراق از این مسائل مطلع بوده اما هیچ اقدامی برای جلوگیری از انجام کودتا و یا مقابله با تهاجم عراق انجام نداده بود.«آیت‌الله خامنه‌ای» نماینده‌ی امام در شورای عالی دفاع، در نماز جمعه‌ی تهران به این واقعیت اشاره نموده و گفتند: «نزدیک به 7 ماه قبل از جنگ، شما فرمانده‌ی کل قوا بودید، چرا نیروهای نظامی ما هنگام شروع جنگ نتوانست مقاومت کند؟[...] در این 7 ماه شما چه کردید؟ چرا ارتش را مرمت نکردید. چرا نظامیان را آموزش ندادید. آیا این‌ها را چه کسی می‌بایست انجام می‌داد؟ چرا شما وقتی جنگ شروع شد و خرابی کار شما در 7ماه گذشته آشکار شد، تقصیرها را به گردن این و آن می‌اندازید؟وقتی از ایشان می‌پرسند چرا ارتش را سروسامان نداده‌اید، می‌گوید چون کسان دیگری در ارتش دخالت کرده‌اند. منظور ایشان دادگاه‌های انقلاب در ارتش است، چون متهم به کودتا را دستگیر کرده بودند. آقای بنی‌صدر توقع داشتند در ارتش علیه جمهوری اسلامی کودتا شود و کودتاچیان آزاد گردند و دستگیر نشوند.» در چنین وضعیتی و در حالی که ناتوانی بنی‏صدر در مدیریت جنگ آشکار شده و به‌تدریج چالش‌های سیاسی رییس‌جمهور با امام و نیروهای خط‌ امام افزایش یافته بود.بنی‏صدر به سمت سازمان مجاهدین خلق که از اواخر سال 1359ه.ش. نوعی هم‌گرایی با رییس‏جمهور را در مسیر مخالفت با نظام پیش گرفته بودند، سوق داد. در واقع سازمان که از ابتدای انقلاب در پی دست‌یابی به کانون‌های قدرت بود، از چنین وضعی به مثابه‌ی فرصتی مغتنم بهره‏برداری کرد. با گرایش به دسته‌‏ها و تشکل‌‏های سیاسی مخالف حزب جمهوری اسلامی و تشکیل «دفتر هماهنگی ریاست جمهوری» که به مثابه یک حزب تمام عیار در مقابل حزب جمهوری اسلامی و طرفداران این حزب عمل می‏‌‌کرد، نشان داد که نه تنها سر سازش ندارد بلکه در صدد است اعضای ذی نفوذ حزب در ارکان سیاسی کشور را قلع و قمع نماید. به همین منظور، بنی‌‌‌صدر و هوا‌دارانش به حزب جمهوری اسلامی لقب «حزب چماق به دستان» و «حزب انحصار» دادند و دبیر کل این حزب، یعنی آیت‌‌الله بهشتی را که مغز متفکر انقلاب محسوب و به تعبیر امام «به تنهایی یک ملت» بود، «راسپوتین انقلاب ایران» نامیدند. آیت‌‌الله بهشتی در یک برنامه‌‌ی تلویزیونی در نقد سخنان بنی‌‌صدر در خصوص آرای مردم گفت: «... مردم در مورد دو نهاد یا شخصیت رأی می‌‏دهند، یکی در انتخابات رئیس‏‌جمهور و یکی در انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی. بنابراین باید گفت که مردم به برنامه‏‌های ایشان رأی نداده‌‏اند. مردم رأی داده‌‏اند و رئیس‌‏جمهور انتخاب کرده‌‏اند. چگونگی اداره‌‌ی کشور را قانون مشخص کرده است نه اینکه هر چه رئیس‏‌‌جمهور گفت باید اجرا شود.» بهشتی این سخنان را در حالی به زبان می‏‌آورد که تا آن زمان جز در مقابل گروهک‏‌ها هیچ‏گاه چنین موضع انتقادی پیش نگرفته بود. آیت‌‌الله خامنه‌‏ای اما بردباری بیشتر به خرج داده و در واکنش به اظهارنظرهای بنی‌‌صدر، تنها به این جمله که «توضیح تفصیلی نسبت به اظهارات رئیس‏‌جمهور را در شرایط کنونی به مصلحت انقلاب نمی‌‏دانم و البته اگر روزی این کار به صلاح مملکت باشد از گفتن حقایق دریغ نخواهم داشت.»  نتیجه‌ی همکاری بنی‏صدر و سازمان مجاهدین  در غائله‌ی 14 اسفند 1359ه.ش. نمود علنی یافت و به نقطه‌ی اوج خود رسید. در این روز با سخنرانی رییس‌جمهور، تقابل نیروهای انقلابی و ضدانقلابی بالا گرفت و بنی‌صدر در این سخنرانی، حزب جمهوری، مجلس، قوه‌ی قضاییه،... ادامه مطلب
تاریخ و زمان انتشار: جمعه 20 اردیبهشت 1392
تهیه و تنظیم: عبدالله خدمتگزار
منبع : نشریه طریق شماره اول اردیبهشت 92 - طریق نشریه تخصصی، تحلیلی و سیاسی مرکز مطالعات پژوهشی 27بعثت