|
|
|
|
نهادهای انقلابی مثل سپاه و بسیج را به دخالت و کارشکنی متهم کرد و آنها را عامل اصلی شکستهای اخیر خود قلمداد کرد. با چراغ سبز بنی صدر نیروهای مجاهدین و سایر گروه های طرفدار بنی صدر به نیروهای حزب اللهی حجوم برده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند و از سوی جمعیت حامی بنی صدر شعار هایی بر علیه حزب جمهوری اسلامی و خصوصا شخص آیت الله بهشتی سرداده شد. پس از این اتفاق جبهه گیری ها بر علیه بنی صدر شدت گرفت و امام خمینی برای روشن شدن علت درگیری های روی داده و شناسایی مقصر شخصا وارد میدان شدند و از مسئولین قوا درخواست کرد که در جلسه ای مشترک در منزل ایشان حضور پیدا کنند. امام در این مرحله همچنان میکوشید تا با مدیریت بحران داخلی کشور، بنیصدر را متوجه اشتباه سیاسی خود نماید تا اولین رییسجمهور ایران وجهالمصالحهی خطمشی براندازانهی سازمان مجاهدین خلق، قرار نگیرد. اما همگرایی رییسجمهور و سازمان مجاهدین خلق در بحرانزایی سیاسی و نظامی در داخل، ادامه یافت. از این رو امام خمینی تصمیم گرفتند تا حجت را بر بنیصدر تمام کنند و در جلسهای که با حضور امام و برخی مسئولان کشور جهت بیدار کردن بنیصدر از اغوای سازمان مجاهدین، برگزار شد، امام به بنیصدر هشدار دادند که: «این فکر را از مغزت دور کن که اگر تو نباشی این جنگ میخوابد. من خودم این جنگ را به خوبی اداره میکنم»، «تو خیال میکنی این 11 میلیون رأی مال توست؟[...] مردم مسلمانند و نظرشان به مرجع تقلیدشان است.»، ایشان در مورد سازمان مجاهدین خلق فرمودند: «تو مسلح کردهای این گروههای منافق را[...] تو مگر مسئول جان آنها هستی؟! به درک که جانشان در خطر باشد. اسلحهی مسلمانها را میدهی به کی؟! به محارب؟!» امام در بیانیهی دهمادهای مهمی، ضمن اشاره به تذکراتی برای از بین رفتن اختلافات میان مسئولین، خطاب به مردم ایران فرمودند: «بسم الله الرحمن الرحیم. به اطلاع عموم میرساند برای صیانت کشور و جمهوری اسلامی در این موقع حساس و برای حفظ مسائل اسلام و مسلمین، مطالب زیر ابلاغ میشود: معیار در اعمال نهادها، قانون اساسی است و تخلف از آن برای هیچ کس، چه متصدیان امور کشوری و لشکری و چه اشخاص عادی جایز نیست. بنابراین دخالت هر یک از مقامات در امور مربوط به مقامات دیگر، بر خلاف قانون است و دخالتکننده به مردم معرفی میگردد...» همچنین ایشان در این بیانیه، ضمن اشاره به موارد اختلافی میان مسئولین در زمینهی ادارهی جنگ، ادارهی کشور و مسئلهی مطبوعات و روزنامهها، دستور تشکیل هیئت سهنفرهی را برای حل اختلافی صادر کردند: «برای رسیدگی به شکایات نسبت به مسائل جنگ و سایر موارد اختلاف بین مقامات جمهوری اسلامی هیئتی مرکب از یک نماینده از طرف رئیسجمهور و یکی از طرف دیگر و یکی از سوی اینجانب تعیین گردد که کوشش در حل شکایات نمایند و و رأی اکثریت هیئت مذکور معتبر است و در صورت تخلف، یکی از مقامات باید متخلف را به مردم معرفی کنند و مورد مؤاخذه قرار گیرد...» به این ترتیب، هیئت حل اختلاف، پس از برگزاری جلسات متعدد و بررسی ادعاها و عملکرد مسئولین، در تاریخ 12 خرداد 1360، با انتشار بیانیهای بنیصدر را در موارد بسیاری مقصر دانست و عنوان کرد: «متأسفانه رئیسجمهور، جناب آقای بنیصدر، در سخنرانی خود برای پرسنل پایگاه هوایی شیراز و همچنین در دو مصاحبهی اخیر خود، برخورد منطقی و اصولی نداشته و از بیانیهی دهمادهای تخلف نمودهاند و نیز از قانون اساسی نیز تخلف داشتهاند که امضا نکردن مصوبهی مجلس دربارهی سرپرستی وزارتخانههای بیسرپرست دلیل آن است. همچنین هیئت، روزنامهی انقلاب اسلامی به مدیرمسئولی بنیصدر را موارد زیادی بررسی کرده و تخلف آن را محرز میداند...» در این مرحله، امام خمینی (رحمت الله علیه)، که در تمام طول مدت ریاستجمهوری بنیصدر به دادن تذکر و نصیحت او بسنده کرده بودند، با اعلام موضع هیئت حل اختلاف دربارهی تخلفات عدیدهی بنیصدر، مستقیم علیه وی موضعگیری کردند. امام در تاریخ 18 خرداد 1360 و در دیدار اقشار مختلف مردم، در سخنان مهمی فرمودند: «نباید چنانچه یک قانون بر خلاف نظر من بود، من بیایم بیرون و هیاهو کنم که من این قانون را قبول ندارم، این قانون، خوب قانونی نیست. قانون خوب است، شماها باید خودتان را تطبیق بدهید با قانون؛ نه قانون [خودش را] با شما تطبیق بدهد. اگر قانون بنا باشد که خودش را تطبیق بدهد با یک گروه، تطبیق بدهد با یک جمعیت، تطبیق بدهد با یک شخص، این قانون نیست. قانون در رأس واقع شده است و همهی افراد هر کشوری باید خودشان را با آن تطبیق بدهند. اگر قانون بر خلاف خودشان حکم کرد، باید خودشان را در مقابل قانون تسلیم کنند. آن طور است که کشور، کشور قانونی میشود. اگر یک جایی عمل به قانون شد و یک گروهی در خیابانها بر ضد این عمل بخواهند عرضاندام کنند، این همان معنای دیکتاتوری است... آن روزی که من احساس خطر برای اسلام بکنم، آن روز این طور نیست که باز هم من بنشینم نصیحت بکنم، دست همه را قطع خواهم کرد... در این برهه از زمان، که ما ابتلا داریم به جنگ، باید آرامش محفوظ بشود، اگر کسانی در اطراف کشور سخنرانی بکنند و سخنرانی آنها اسباب تشنج بشود، آن شخص، هر کس میخواهد باشد، هر مقامی میخواهد باشد، من او را به جای خودش مینشانم.» اما علیرغم این موارد، اختلافافکنی بنیصدر و اطرافیان وی همچنان ادامه یافت و با تداوم عدم تمکین رییسجمهور به قانون، امام خمینی 20 خرداد 60 در فرمانی اعلام کردند: «بسم اللَّه الرحمن الرحیم، ستاد مشترک نیروهاى مسلح جمهورى اسلامى ایران. آقاى ابوالحسن بنىصدر از فرماندهى نیروهاى مسلح برکنار شدهاند.» پس از صدور این فرمان، سازمان مجاهدین وارد فاز درگیری مسلحانه شد و 26 خرداد طی اعلامیهای، 30 خرداد 1360 را برای راهپیمایی مسلحانه اعلام کرد. با آغاز فاز درگیری مسلحانه، طرح عدم کفایت سیاسی در تاریخ 31 خرداد 1360 به تصویب مجلس رسید. در پی این اقدام چندی بعد بنیصدر و رجوی پس از فرار با لباس زنانه از ایران، پناهندهی فرانسه شدند و سازمان مجاهدین نیز موجی از ترور و انفجار را به امید براندازی نظام، در دستور کار خود قرار داد. در مواردی نظیر بمبگذاری 7 تیر و 8 شهریور، تعداد زیادی از مسئولان کشور چون آیتالله بهشتی، رجایی(رییسجمهور) و حجتالاسلام باهنر(نخستوزیر) به شهادت رسیدند. بنی صدر همواره به همراهی با گروه های ضد نظام جمهوری اسلامی پرداخته و حامی تمام فعالیت ها و خرابکاری ها بر علیه نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران بوده است.که از جمله آنها حمایت های او از فتنه گران پس از انتخابات 88 بوده است. بازگشت به فهرست
|
 |
|
تاریخ و زمان انتشار: جمعه 20 اردیبهشت 1392 |
| تهیه و تنظیم: عبدالله خدمتگزار |
| منبع : نشریه طریق شماره اول اردیبهشت 92 - طریق نشریه تخصصی، تحلیلی و سیاسی مرکز مطالعات پژوهشی 27بعثت |