|
|
|
|
| دیدار از جبهههای جنگ و اردوگاههای اسكان مهاجرین جنگ، موضوع دیگری بود كه رجایی را پیوسته به جنگ مرتبط میكرد. همچنین شهید رجایی برای حل معضل بیكاری كه مرتبط با جنگ تحمیلی بود، دستور تشكیل كمیتهای مركب از استانداران درگیر مسائل جنگ و وزارتخانههایی كه باكارخانهها و مسایل كار سر و كار دارند را داد تا به این معضل رسیدگی كنند. در واقع دولت رجایی با یك اقتصاد ضعیف، فقیر و تقریباً ورشكسته روبرو بود. كسری بودجه را نیز بایستی به آن افزود، رجایی شروع به كار دولتش را با 420 میلیارد ریال كسری بودجه آغازكرد. علاوه براین دولت رجایی با یك بحران اجرایی نیز مواجه بود. به دلیل اختلاف در بینش و منش با بنیصدر ، كابینه بدون حضور یك سوم وزیران تشكیل شده بود و اگر آن شرایط انقلابی و روحیه خاص نیروهای انقلابی نبود، هر كدام از این بحرانها به تنهایی قادر به ساقط كردن دولت بودند. كه نمونه آنها در دوران دولت شهید رجایی ، مبارزه مسلحانه حزب دموكرات كردستان ، حزب كومله ، سازمان چریكهای فدایی خلق ایران و گروه فرقان است هر یك تلاش گستردهای در جهت تجزیهطلبی و مخالفت با نظام جمهوری اسلامی ایران به انجام رساندند. اما دیدگاه شهید رجایی در زمینه سیاست خارجی بر این مبنا بود كه «ما سیاست را بر اساس اعتقاداتمان بنا میكنیم و چون اعتقاد ما عوض نمیشود، اصول سیاست خارجی ما هم عوض نمیشود. رجایی كشورهای خارجی را در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران به چهار گروه تقســیم میكرد: 1ـ كشــورهای برادر 2ـ كشــورهای دوست 3ـ كشورهای بیطرف 4ـ كشورهای متخاصم. او این تقسیمبندی را به دلیل وجود دیدگاه در سیاست خارجی ضروری میپنداشت و تدوین سیاست خارجی را بدون این تقسیمبندی غیر ممكن میدانست. وی معتقد بود كه باید بر اساس اهداف و خط مشی ما ، با خانوادهی سیاسی جهان برخورد كنیم. در یك نگاه كلی، سیاست خارجی دولت شهید رجایی، مكتبی، انقلابی و منعكس كننده نوعی آرمان گرایی اسلامی بود و عملاً نظام نو پای جمهوری اسلامی را با واقعیتهای رایج در عرصه روابط بینالمللی، دچار برخورد و مواجهه با اندیشهها و قدرتهای بزرگ و نظامهای سلطنتی در كشورهای اسلامی می كرد. كشمكش طولانی بین ابوالحسن بنیصدر ـ رئیس جمهورـ و همفكرانش در جناح موسوم به لیبرالها از یك طرف و نیروهای موسوم به خط امام از طرف دیگر موجب اوجگیری اختلافات وكارشكنیها در شرایط بحرانی از قبیل جنگ تحمیلی و محاصره اقتصادی كشور موجب گردید، حضرت امام (ره) در تاریخ 60/3/20 بنیصدر را از فرماندهی كل نیروهای مسلح بركنار نماید. سپس نمایندگان فراكسیون نیروهای خط امام در اواخر خرداد 60 طرح عدم كفایت سیاسی رئیس جمهور را مطرح كردند . از روز 60/3/31 در مورد این طرح راأیگیری به عمل آمد و با 177 رأی موافق ، یك رأی مخالف و 12 رأی ممنتنع ، طرح عدم كفایت بنیصدر تصویب و در تاریخ 1360/4/1 حضرت امام حكم عزل بنیصدر را از مقام ریاست جمهوری صادر كردند و وظایف ریاست جمهوری به طور موقت به عهده شورای موقت ریاست جمهوری متشكل از محمدعلی رجایی (نخست وزیر) ، آیت الله بهشتی (رییس دیوان عالی كشور) و هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس) گذارده شود. تاریخ انتخابات جدید ریاست جمهوری، دوم مرداد ماه 1360 تعیین شد. و طی مهلت 15 روزه مجموعاً هفتاد و یك نفر برای انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام نمودند كه شورای نگهبان از بین آنها صلاحیت آقایان عباس شیبانی، علیاكبر پرورش ، عسگراولادی و رجایی را تأیید و در تاریخ یكشنبه 60/4/21 رسماً اعلام كرد. با شروع زمان مجاز تبلیغات انتخاباتی، فعالیت تبلیغاتی نامزدهای ریاست جمهوری نیز شروع شد. رجایی به خودی خود اعتقادی به نحوهی تبلیغات مرسوم در جامعه نداشت، دست به چنین كاری نزد. او میگفت «من معتقدم كه اینگونه تبلیغاتی كه برای كاندیداها میشود، تبلیغات ناشی از نظام سرمایهداری است و آرزو داشتم روزی فرا برسد كه تبلیغات انتخاباتی نیز مردمی شود.» در این ایام احزاب، جمعیتها، گروهها و كلاً نیروهای خط امام(ره) یكپارچه و با تمامی امكانات به حمایت از رجایی پرداختند كه از جمله آنها: حزب جمهوری اسلامی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، جامعه روحانیت مبارز، سازمان مجاهدین خلق انقلاب، جامعه اسلامی دانشگاهیان، خانه كارگر، سازمان فجر اسلام، دفتر تحكیم وحدت و دهها نهاد انقلابی دیگر اشاره كرد. نقطه اتفاق و وحدت حمایتها، در اعتقاد عمیق شهید رجایی به مبانی اسلامی، مكتب و انقلاب بود و این امیدواری وجود داشت كه با انتخاب رجایی یك دولت متحد و یك جامعه یكدست تشكیل گردد. عامه مردم نیز از دیدن آن همه اختلافات و كشمكشها در یك جامعه انقلابی در شرایط بحرانی و حساس خسته شده بودند و از بیم آن كه این اختلافات به دستاوردهای انقلاب آسیبی برساند، بیش از پیش مصمم شدند كه به وحدت و یكپارچگی بیندیشند. اما شهید رجایی در تنها برنامه تلویزیونی كه در مدت مجاز تبلیغات نامزدهای ریاست جمهوری پخش میشد، شركت و به بیان باورها و دیدگاهها و اعتقادات خود پرداخت: «به یاری خداوند به عنوان مقلد امام(ره)، فرزند ملت، هماهنگ كننده سه قوه برای پذیرفتن مسؤولیت جدید آمادگی خود را اعلام میكنم. همیشه معتقد بودم كه این مردم بزرگترین عنصرشان ، عنصر رهبری مذهبی است و در مرجعیت خلاصه میشود. من به عنوان رئیس جمهور فرمان قانون اساسی را به عنوان جدیترین و اصیلترین برنامه در دوران كارم به گوش خواهم پذیرفت. آن چه كه هر سه قوه را مطیع میكند، آن چه كه برای هر سه قوه ملاك و معیار هست، غیر از ولایت فقیه هست؟! كه خود قانون اساسی است، پس به یاری خدا و پشتیبانی شما هم میهنان عزیز از اصل و عنصر عالی ولایت فقیه استفاده خواهیم كرد.» سرانجام در روز دوم مرداد 1360 انتخابات ریاست جمهوری برگزار و روز پنجم مرداد با پایان شمارش آراء داخل كشور، محرز و مسلم شد كه محمدعلی رجایی با اكثریت مطلق آرا یعنی 13001761 رأی از 14763362 رأی به عنوان رئیس جمهور انتخاب و شورای نگهبان نیز در تاریخ 60/5/10 این انتخابات را تأیید نمود. رجایی روز یازدهم مرداد هم زمان با عید فطر حكم تنفیذ ریاست جمهوری خود را از حضرت امام دریافت نمود. امام روح الله(ره) در حکم تنفیذ خود خطاب به محمدعلی رجایی می فرمایند: "مادام که ایشان در خط اسلام عزیز و پیرو احکام مقدس آن مىباشند و از قانون اساسى ایران تبعیت و در مصالح کشور و ملت عظیم الشأن در حدود ... ادامه مطلب |
 |
|
تاریخ و زمان انتشار: جمعه 20 اردیبهشت 1392 |
| تهیه و تنظیم: عبدالله خدمتگزار |
| منبع : نشریه طریق شماره اول اردیبهشت 92 - طریق نشریه تخصصی، تحلیلی و سیاسی مرکز مطالعات پژوهشی 27بعثت |