|
|
|
|
| اختیارات قانونى خویش کوشا باشند و از فرامین الهى و قانون اساسى تخطى ننمایند، این نصب و تنفیذ به قوت خود باقى است. و اگر خداى ناخواسته بر خلاف آن عمل نمایند، مشروعیت آن را خواهم گرفت." شهید رجایی نیز در این مراسم طی سخنانی، خود را فرزند ملت و مقلد امام خواند و یا در پایان این مراسم ، ایشان طی یك سخنرانی به بیان دیدگاههای خود اشاره و تأكید كرد در جهت جامهی عمل پوشاندن به خواستهای اسلامی و انقلابی مردم و ایجاد یك جامعه اسلامی، تمام تلاش خود را به كار خواهد بست. وی در روز دوازدهم مرداد 60 در جلسه علنی مجلس ، مراسم تحلیف را به جا آورد و رسما رییس جمهور شد. اولین اقدام شهید رجایی در مقام ریاست جمهوری معرفی دكتر محمدجواد باهنر به عنوان نخست وزیر به مجلس شورای اسلامی بود كه در روز دوازدهم مرداد صورت گرفت. باهنر نیز در چهاردهم مرداد از مجلس رأی اعتماد گرفت و وزیران كابینهاش نیز در جلسه علنی مورخ 60/5/26 از مجلس رأی اعتماد گرفتند و بدین ترتیب یك دولت تمام عیار انقلابی و مكتبی، قوه مجریه را در اختیار گرفت. شهید رجائی با تعهدی که در قبال اسلام، انقلاب و امام و مردم داشت به رغم مشکلات فراوانی که فرا روی دولت نوپای او بود، همواره جنگ را در رأس مسائل می نگریست و لحظهای از رسیدگی به امور رزمندگان و مهاجرین جنگی که بر اثر حملات زمینی و هوایی دشمن بعثی از شهرهای خود به شهرهای دیگری پناه برده بودند، غفلت نمینمود. در این شرایط حساس که دولت او با جدیترین بحران¬های اقتصادی و سیاسی و کارشکنیهای لیبرالها و منافقین مواجه بود، وی با آرامش روحی و صلابت و اعتماد به نفس خاصی به رفع مشکلات همت میگماشت. شهید محمدعلی رجائی به شهادت تمام کسانی که از دوران جوانی با وی مباشرت و معاشرت داشتهاند، یک انسان خود ساخته و برخوردار از سجایای عالی بود. مشی سادهزیستی او در دوران قبل و بعد از انقلاب زبانزد خاص و عام است. در زندگی به حداقل ها اکتفا میکرد و این در حالی بود که همواره مبالغی از حقوقش را یا صرف مبارزه میکرد و یا به دوستان و همکاران و بستگان نزدیک خود که از تنگناهای مالی و معیشتی آنها با خبر بود کمک مینمود. دوستان و شاگردان او سالها وی را با یک کت و شلوار قهوهای رنگ ساده میدیدند. ثبات و سادگی پوشش او مانند متانت، صفا و تواضعی که در رفتار از خود نشان میداد، برای همه آموزنده بود. در عرصه مبارزه هیچگاه دچار غرور و بیاحتیاطی نشد و هرگز فعالیت و مبارزه خود را منحصر به همکاری با یک گروه و جمعیت و سازمان نکرد. به اسلام عزیز به عنوان محور و مدار و میزان تمامی عملکردها و فعالیتها و تلاشها میاندیشید و هر کس و هر فکر و عمل را جز در ارتباط با این میزان نمیشناخت. میزان دوری و نزدیکی او در رفتارها و رابطه شخصی، خانوادگی و سیاسیاش جز بر اساس اصل اسلام مداری و باور و عمل به ارزشهای انقلابی استقرار نبود. به امام عشق میورزید و خود را مقلد کوچک آن مرجع و زعیم و رهبر عزیز میدانست.از اعتماد به نفس عجیبی برخوردار بود. در گفتار بسیار منطقی بود و بر نظرات خود که بر مبنای تفکر و تعقل و استدلال ارائه میشد پافشاری و در برابر استدلالهای منطقی دیگران خاضع و خاشع میگردید. پس از پیروزی انقلاب هرگز از مرز اعتدال خارج نگردید و کسانی را که در آن دوران پر تلاطم با آنها در مبارزه مشارکت داشت فراموش نکرد. هر چند هرگز در عدول از خط امام که آنان مثل او بدان نمیاندیشیدند، ذرهای تغییر موضع نداد و همچنان امام و دفاع از جمهوری اسلامی را سرلوحه و محور فعالیتهای سیاسی خویش قرار داد. رجایی به جنگ تحمیلی و دفاع مقدس از دریچهی منظومهی فکری ایدئولوژیک توحید محور خود مینگریست و بر اساس آن معتقد بود که بایستی همهی اعمالمان تبیین اعتقادی داشته باشد. او جنگ تحمیلی را تداوم سیاست آمریکا در مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران و برای نابودی آن و خاموش کردن نور خدا میدانست که به ایران تابیده است.او معتقد بود که دولت عراق با برخورداری از حمایتهای سیاسی و نظامی آمریکا، همراه با بسترسازیهای پردامنه و محاسبات و تحلیلهای رایج نظامی و سیاسی، جنگ را علیه کشورمان آغاز کرده است، اما از یک نکته و اصل مهم غافل است و توان درک و تحلیل آن را ندارد و آن گفتمان عقیدتی ارزشمحور حاکم بر جنگ و نقش نیروهای مردمی در تعیین سرنوشت جنگ است. بدین ترتیب، رجایی به بُعد عقیدتی جنگ اهمیت بیشتری میداد و معتقد بود که با توسعهی دایرهی عقیدتیـسیاسی در بین نیروهای نظامی و در نهایت ایجاد ارتش مردمی و مکتبی، میتوان دشمن را شکست داد. از نظر رجایی، جنگ تحمیلی جنگ کشور با کشور نبود، بلکه جنگ عقیده با عقیده بود. شهید رجایی در دوره كوتاه مدت ریاست جمهوری خود (28 روز) راه و خط مشی انقلابی و مكتبی را كه در دوره نخست وزیری در پیش گرفته بود ادامه داد و بر خلاف دوره قبل، ریاست جمهور و نخست وزیر هم فكر و هم رأی با هم بودند.دولت شهيد رجايي که با نخست وزيري شهيد باهنر ميرفت تا نهال يک دولت مکتبي را در کشور غرس کند و خواست تاريخي ملت ايران و حضرت امام را عملياتي سازد و براي هميشه جريان ليبراليسم و روشنفکران وابسته را به زبالهدان تاريخ بسپارد، دستخوش نفوذي هايي شد که بعضاً دردولت بازرگان وارد دستگاه دولتي شده بودند و برخي نيز در دوران نخست وزيري شهيد رجايي بذر آنها پاشيده شده بود. کساني چون کشميري و بهزاد نبوي توانسته بودند در نزد آقاي رجايي مقام ويژهاي پيدا کنند و مورد علاقه خاص ايشان قرار گيرند. يکي از افراد نفوذي و مورد علاقه شهيد رجايي، بهزاد نبوي بود؛ وي بنا به اعتراف خودش از يک خانواده غير مذهبي و دموکرات منش و ليبرال مسلک و داراي تفکر غربي به دنيا آمده بود پدرش جزو تصفيه شدههاي ... ادامه مطلب |
 |
|
تاریخ و زمان انتشار: جمعه 20 اردیبهشت 1392 |
| تهیه و تنظیم: عبدالله خدمتگزار |
| منبع : نشریه طریق شماره اول اردیبهشت 92 - طریق نشریه تخصصی، تحلیلی و سیاسی مرکز مطالعات پژوهشی 27بعثت |